|
بنــــدوی مــن ایران-جنوب-خلیج فارس -بوشهر-کنگان -عسلویه -نایبند-روستای بندو
| ||
|
خرداد ماه 1363 تولد شروع حکایت من بود. حکایتی که یجور مثل خوشبختی قراره آن را بسازم. یک جور مثل خوشبختی . یک زندگی تر وتازه که همیشه بودن ولمس کردن را احساس کنی . با جوانه ها پیردرخت زمستانی محروم منطقه به امید بهار وآبادی خطه ای بنام عسلویه بزرگ شدیم. آما انگار این جوانه نمی خواهد شکوفه کند. قرار بود همانند کتاب فارسی دبستانیمان همچون عشق به ایرانمان ، عسلویه را دوست بداریم وهمه با هم چون شعر فارسی دست به دست دهیم – میهن خویش را کنیم آباد. چیزی را آباد کنیم. از این بیت ، بذر دوست داشتن وعشق به میهنمان را در وجودمان کاشتیم که وطنمان را دوست بداریم و عهد بستیم هرجا باشیم از آنجا شروع کنیم آباد کنیم هر چه دم دست ماست. تا به خود نگاه کردیم دیدیم توی منطقه عسلویه به دنیا هستیم. ما این را یقین داریم خدا هربنده ای را به اندازه طاقتش جای را برای امتحان روی زمین خلق می کند . حتما ماهم یک جور طاقت صبر وهمت ما زیاد است که در این جا واین مقطع زمانی بدنیا آفرید.. پس کمر همت را بستیم برای آبادی ایران چون ایرانی هستیم امدیم . از عسلویه انجا که بوی ثروت اقتصادی وفقر اجتماعی است شروع کردیم. به هیچ کس از مسئولین نگاه نکردیم که بچه کجاست دست در دست همه از سالهای بیش دادیم . آمدیم تا عسلویه یی باشم . بوی سخاوت زیبای غروب آفتاب دریا و طلوع دل انگیز همیشه آفتابی آسمان. سالهاست استارت همتمان زده بودیم نیازی به استارت شرکت ها نبودیم. چون ایرانمان را بر خاکی باید سرفراز باشد. حال که یک جوان ایرانیم بعد از سالها همت در کار های فرهنگی در این جا بجز فقر زیر ساخت های فرهنگی چیز دیگر نیست . سالهاست منتظر ساخت یک کلبه بنام اداره فرهنگ وارشاد یا فرهنگسرای بودیم وفقط بجز سراب آرزو چیز دیگر نیست. اینجا مهد هنر است. سالهای سختی را پشت سر گذراندیم ونه حمایتی و نه دیداری از اداره فرهنگ و ارشاد شهرستان ،ونه از استان و دیگر حمایتهای از هزینه های فرهنگی منطقه سایبانی شد تا یک لانه کوچکی از زندگی زیر آن بسازیم. ما همچون قبل آمدیم آما می رویم دور همچون پرستو ها مهاجر شاید آشیانه ای برای ما باشد. ولی تا حالا جوجه ها در لانه کوچک هستند.(قرار شد چون از هنر وهنرمندان در عسلویه پشتیبانی نیست دیگر فعالیتی انجام نشود) مسئولین محترم اداره فرهنگ وارشاد استان بوشهر و شهرستان کنگان و ادارات موجود در عسلویه چه کسی مسئول این رفتن خواهد بود . چه کسی دل شکسته جوانان بی حامی را پیش خدا جواب خواهد داد. ما همچنان منتظر برگشت دوباره پرستوها هستیم جوانان ما منتظر حمایت شما هستند . بیاید این بار بیت شعر این چنین بخوانیم دست به دست هم دهیم ایرانمان را کنیم آباد
علی هلالی- وبلاگ بغض فلوت [ پنجشنبه 25 اسفند1390 ] [ 23:20 ] [ علی سالمی ]
سلام دوستان گرامی مدتی است که بدلیل مشغله کاری نتوانستم به روز باشم .از عزیزانی که در این مدت به وبلاگ سر زدن ونظر دادن سپاس گذارم .
پیشاپیش سال نو به تک تک شما تبریک عرض میکنم سالی پربار برایتان آرزومندم .
[ پنجشنبه 25 اسفند1390 ] [ 23:1 ] [ علی سالمی ]
صدور سند يكي از فعاليت هاي بسيار مهم شورا اسلامی وبنياد مسكن انقلاب اسلامي است كه با همكاري سازمان ثبت اسناد و املاك كشور انجام مي گيرد. در اين فعاليت به درخواست روستاييان براي منازلشان سند مالكيت دايمي صادر مي گردد. اين امر علاوه بر كاهش اختلافات ملكي، افزايش ارزش املاك روستايي و استفاده آنها از تسهيلات بانكي كشور را موجب مي گردد.ولی متاسفانه هنوز تعدادی از منازل روستای بندو سندهای شان در ادارات مانده وتکلیفشان مشخص نشده است .وشاید هم دوباره ادارات فوق مدارک آنها گم وگور کرده مثل سابق . پی نوشت:شواری اسلامی روستا-بنیاد مسکن وثبت اسناد شهرستان کنگان [ چهارشنبه 12 بهمن1390 ] [ 20:26 ] [ علی سالمی ]
قابل توجه دوستان عزیز این شعر به لهجه ی محلی سروده شده . بارب المطر اتاخر علینا وش السبب لا مادرینا ادری انت هم خاطرک متکدرعلینا ماصلینا عدل لک ولا صامینا مسکین الحای(جاسم نشوار) گعب کل خطبه (الجمعه)یگول اللهم اغثنا المقصرین روحنا ماندری وش لینا وش علینا صارت الناس ماترحم اخو اویا اخو مایتحچون واذا لاقدر الله اتعارکو لی دبت حیاتم ماینسون اناس نست ربها ونست لیش عایشه لاشکر ولا مشکور وعلا هل عیشه فی هل الدنیا تایه تعالو خل انظف القلوب وندعی فی نیه صافیه ی لی ربنا بکی یرضی وینزل المطر علینا [ سه شنبه 11 بهمن1390 ] [ 10:36 ] [ علی سالمی ]
[ چهارشنبه 5 بهمن1390 ] [ 10:30 ] [ علی سالمی ]
تقریبا تمام خانواده های روستایی در منازل خود تنوری برای پخت نان ماهانه خود دارند . آنهم چه نانی که بوی خوش آن ، زمان پخت از صدها متر در کوچه پس کوچه های خاکی روستایمان به مشام میرسید و اشتهای هرسیری را برای خوردن دو چندان می نمود .
[ یکشنبه 2 بهمن1390 ] [ 21:56 ] [ علی سالمی ]
دیشب جلسه ی با هماهنگی مدیر راهنمایی شهید زارعی ابراهیم حسینی با حضور احمدی رئیس آموزش وپرورش عسلویه و شورا،دهیاری ،اولیا دانش آموزان دو روستا سهموی جنوبی وبندو برگزار شد .موضوع این جلسه تشکیل کلاسهای موضوعی این مدرسه بود. که مورد استقبال آقای احمدی شد وی افزود با توجه به سیاست وزارت آموزش و پرورش در هوشمند سازی مدارس ما با همکاری همدیگر می توانیم شاهد گسترش تشکیل این کلاسها در منطقه باشیم .
وی افزود :خوشبختانه امسال با حضور معظم مقام رهبری به منطقه عسلویه ،آموزش وپرورش از اعتبارات نفتی نسبت به سالهای قبل افزایش یافت و میتوان این اعتبار در هوشمند سازی و تجهیزات آزمایشگاهی وکارگاهی مدارس تخصیص نماییئم. او همچنان گفت :این مدرسه از دانش آموزان خوب وفعال در منطقه برخوردار است .وبا توجه به تشکیل این کلاس روند روبه پیشرفت خواهیم داشت. شورا،دهیاری ،اولیا دانش آموزان دو روستا همکاری خود در تهیه برخی از تجهیزات این کلاسها اعلام کرده اند.
[ جمعه 16 دی1390 ] [ 9:43 ] [ علی سالمی ]
برادرم تو را دوست دارم ، هر كه می خواهی باش ، خواه در كليسايت نيايش كنی ، خواه در معبد، و يا در مسجد . من و تو فرزندان يك آيين هستيم ، زيرا راههای گوناگون دين انگشتان دست دوست داشتنی “يگانه برتر ” هستند ، همان دستی كه سوی همگان دراز شده و همه آرزومندان دست يافتن به همه چيز را رسايی و بالندگی جان می بخشد .
جبران خلیل جبران [ دوشنبه 12 دی1390 ] [ 1:22 ] [ علی سالمی ]
سلام دوستان.
امیدوارم اسلایت مفیدی باشه برای دانلود اینجا کلیک کنید. [ جمعه 11 آذر1390 ] [ 7:15 ] [ علی سالمی ]
سیاهی ابرها، آسمان آبی را پوشاند. ابرها با هم مخلوط شده اند.و ناگهان باران شروع به باریدن کرد.آب از کوچه پس کوچه روستا جاری شد.
نگرانی مردمی که خانه هایشان کاه گلی هر لحظه بیشتر وبیشتر می شد .اما خوشحالی باریدن این رحمت اللهی آنها را آرام می کرد .
در این روز بارانی مراسم عروسی دوستم عثمان شفاعی در حال برگزاری بود .که تصاویری از این مراسم خواهم گذاشت . وخوشحالی ام با عقد ابراهیم سالمی پسر عمویم هم کاملتر شد . روز بارونی وشادی بود. راستی دوستان بارون طرف شما چطور بود [ سه شنبه 1 آذر1390 ] [ 23:51 ] [ علی سالمی ]
|
||
| [ طراح قالب : پیچک ] [ Weblog Themes By : Pichak.net ] | ||